ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٠٢: آن دلبر عیار من ار یار منستی

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 14:23 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
آن دلــبــر عــیـار مــن ار یـار مــنـســتــیکوس «لمن الملک » زدن کار منستـی
گـر هیچ کـلـاهی نـهـدم از سـر تـشـریفسـیاره کـنون ریشـه دسـتـار منسـتـی
بـر افـسـر شـاهـان جـهـانـم بـودی فـخـرکـر پـاردم مـرکـبـش افـسـار مـنسـتـی
ور گل دهدی چشم مر از آن رخ چون باغصحرای فلک جـمله سمن زار منستـی
گــرهـیـچ عــزیـز دهــدم از پــس خــواریبـالله همه گلهای جـهان خـار منسـتـی
جـوزای کـمـرکـش کـشـدی غـاشـیه منگـر حـشـمـت او همـره زنـار مـنسـتـی
ور کــژدم زلــفــش گــزدی مـر جــگــرم راهر چـیز که آن مال جـهان مار منستـی
هر روز دلـی نـو دهـدم از دو لـب خـویشگر دیده شوخش نه جگر خوار منستی
یـاری کــه نـســوزد نـه بــســازد ز لـب اوشـایسـتـی اگـر در دل بـیمار منسـتـی
گـر هـیـچ قــبــولـم کــنـدی ســایـه آن درخـورشـید کـنون سـایه دیوار مـنسـتـی
گر لطـف لبـش نیسـتـی از قهر دو زلفشهر چـوب که افراخـتـه تـر دار منسـتـی
گـوینـد کـه جـز هـیچ کـسـان را نـخـرد یارمن هیچـکسـم کاش خـریدار منسـتـی
ور داغ ســنــایــی نــنــهــادی صــفــت اوکی خلق چنین سغبـه گفتـار منستـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.