ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤١٦: چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 14:23 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
چـرا ز روی لـطـافـت بــدیـن غـریـب نـسـازیکـه بـس غـریب نـبـاشـد ز تـو غـریب نوازی
ز بهر یک سخن تو دو گوش ما سوی آن لبستیزه بـر دل ما و دو چشم تو سوی بـازی
چه آفتی تو که شبـها میان دیده چو خوابـیچه فتنه ای تو که شبها میان روح چو رازی
چـو مـن ز آتـش غـیرت نهاد کـعـبـه بـسـوزمتـو از مـیـان دو ابــرو هـزار قـبــلـه بــسـازی
پـس از فـراز نـبـاشـد جـز از نـشـیب ولـیکـنجـهـان عـشـق تـو دارد پـس از فـراز فـرازی
گـداخـت مایه صـبـرم ز بـانگ شـکـر لفـظـتگـه عـتـاب نـمـودن بـه پـارسـی و بـه تـازی
نه آن عجـب که شنیدم که صبـر نوش گدازدعـجـبـتـر آنـکـه بـدیدم ز نوش صـبـر گـدازی
ز بــوسـه تــو نـمـایـد زمـانـه نـامـه شـاهـیز غـمـزه تــو فـزایـد جــهـان کـتــاب مـغـازی
چـو مـوی و روی تـو بـیند خـرد چـگـوید گـویدزهی دو مومـن جـادو زهی دو کـافـر غـازی
جـمـال و جـاه سـعـادت چـو یافـتـی ز زمـانهبـناز بـر همه خـوبـان کـه زیبـدت کـه بـنازی
بقا و مال و جمالت همیشه بـاد چو عشقتکه هیچ عـمر ندارد چـو عمر عـشـق درازی
چـو شـد بـه نزد سـنایی یکی جـفـا و وفایترسید کار بـه جـان و گذشت عمر بـه بـازی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.