ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤١٨: ای سنایی چو تو در بند دل و جان باشی

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 14:23 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
ای سنایی چو تو در بند دل و جان باشیکــی ســزاوار هــوای رخ جـــانــان بـــاشــی
در دریا تـو چـگـونه بـه کـف آری کـه همیبـه لـب جـوی چـو اطـفـال هـراسـان بـاشـی
چون بـه ترک دل و جان گفت نیاری آن بـهکه شـوی دور ازین کوی و تـن آسـان بـاشی
تـا تـو فـرمـانـبـر چـوگـان سـواران نـشـوینیسـت ممکن که تـو اندر خـور میدان بـاشی
کـار بــر بــردن چـوگـان نـبــود صـنـعـت تـوتـو همان بـه کـه اسـیر خـم چـوگـان بـاشـی
بـه عـصـایی و گلیمی که تـو داری پـسـراتو همی خواهی چون موسی عمران باشی
خـواجـه ما غـلطـی کـردسـت این راه مگرخـود نه بـس آنکه نمیری و مسـلمان بـاشی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.