ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٢٣: تا به گرد روی آن شیرین پسر گردم همی

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 14:24 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
تـا بـه گـرد روی آن شـیرین پـسـر گـردم هـمـیچـون قلم گرد سـر کویش بـه سر گردم همی
بـهر آن بـو تـا که خـورشیدی بـه دست آرم چـنومـن بـه گـرد کـوی خـیره خـیره بـرگـردم همی
پـس چو میدان فلک را نیست خورشیدی چو توچـون فـلـک هر روز گـرد خـاک در گـردم همی
آبـروی عـاشـقـان در خـاکـپـایـش تـعـبـیـه سـتخــاکـپــایـش را ز بــهـر آب سـر گـردم هـمـی
از پـــی گــرد ســم شــبـــدیــز او وقــت نــثـــارگـه ز دیده سـیم و گـه از روی زر گـردم همـی
روی تـا داریم بـه کویش در بـهشتـم در بـهشتچـون ز کـویش بـازگـردم در سـقـر گردم همی
کـه گـهـی از شـرم تـر گـردم ز خـشـم آوردنـشبـلعجـب مردی منم کز خـشـم تـر گردم همی
گر هنوز از دولبـش جـویم غـذا نشـگفـت از آنکدر هوای عشقش اکنون کفچه بر گردم همی
تـا چو شیر اورخ بـه خون دارد من از بـهر غذاشهـمـچـو نـاف آهـو از خـون بـارور گـردم هـمـی
روی زرد من ز عکس روی چون خورشید اوستزان چـو سـایه گـرد آن دیوار و در گـردم همـی
گر چـه هسـتـم بـا دل آهوی ماده وقـت ضـعـفچـون ز عشـقش یادم آید شـیر نر گردم همی
هر چـه پـیشم پـوستـین درد همی نادر تـر آنکمن سلیم از پوستینش سغبـه تر گردم همی
بـا سـنـایی و سـنـایی گـشـتـم اندر عـشـق اوبــاز در وصــف دهـانـش پــر درر گــردم هـمـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.