ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



این توحید به حضرت غزنین گفته شد

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 14:24 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
ای در دل مشـتـاقان از عـشـق تـو بـسـتـانهاوز حـجـت بـی چـونی در صنع تـو بـرهانها
در ذات لـطـیـف تــو حــیـران شــده فـکـرتــهـابــر عـلـم قـدیـم تـو پـیـدا شـده پـنـهـانـهـا
در بــحــر کـمـال تــو نـاقــص شــده کـامـلـهـادر عـین قـبـول تـو، کـامـل شـده نقـصـانها
در سـیـنـه هـر مـعـنـی بــفـروخـتـه آتــشـهـابـر دیـده هـر دعـوی بـر دوخـتـه پـیـکـانـهـا
بــر سـاحـت آب از کـف پـرداخـتـه مـفـرشـهـابــر روی هــوا از دود افــراخــتــه ایـوانــهــا
از نــور در آن ایـوان بــفــروخــتــه انــجــمــهــاوز آب بـریـن مـفـرش بـنـگـاشـتـه الـوانـهـا
مشـتـاق تـو از شـوقت در کوی تـو سـرگرداناز خـلق جـدا گشتـه خـرسند بـه خـلقانها
از سـوز جـگـر چـشـمی چـون حـقـه گـوهرهاوز آتـش دل آهی چـون رشـتـه مـرجـانـهـا
در راه رضـای تـو قـربـان شـده جـان، و آن گـهدر پــرده قــرب تــو زنـده شــده قـربــانـهـا
از رشــتــه جــانـبــازی بــر دوخــتــه دامــنـهـادر مـاتـم بـی بــاکـی بـدریـده گـریـبــانـهـا
در کـوی تـو چـون آید آنکـس کـه همـی بـینـددر گـرد ســر کـویـت از نـفـس بــیـابــانـهـا
چه خوش بود آن وقتی کز سوز دل از شوقتدر راه تـو مـی کـاریم از دیده گـلـسـتـانـها
ای پـــایــگــه امــرت ســـرمــایــه درویــشــانوی دسـتــگـه نـهـیـت پــیـرایـه خــذلـانـهـا
صــد تــیـر بــلـا پــران بــر مـا ز هـر اطــرافــیمـا جـملـه بـپـوشـیده از مهر تـو خـفـتـانها
بـی رشـوت و بـی بـیمی بـر کافـر و بـر مومنهر روز بـرافشـانی، از لطـف تـو احـسـانها
مـیـدان رضــای تــو پــر گــرد غــم و مـحــنـتمــا روفــتــه از دیـده آن گــرد ز مــیـدانـهـا
در عـرصــه مـیـدانـت پــرداخــتــه در خــدمـتگوی فـلکـی بـرده، قـد کـرده چـو چـوگانها
از نفـس جـدا گـشـتـه در مـجـلـس جـانبـازیبـر تـارک بـی نقشی فرموده دل افشـانها
حـقـا کـه فـرو نـایـد بــی شـوق تــو راحـتــهـاوالـله کـه نکـو ناید، بـا عـلـم تـو دسـتـانها
گـاه طـلـب از شـوقـت بـفـگـنـده هـمـه دلـهـاوقـت سـحـر از بـامت، بـرداشـتـه الـحـانها
چون فضل تـو شد ناظر چه بـاک ز بـی بـاکیچون ذکر تو شد حاضر، چه بـیم ز نسیانها
گـر در عـطـا بــخــشــی آنـک صـدفـش دلـهـاور تـیـر بـلـا بـاری، ایـنـک هـدفـش جـانـهـا
ای کرده دوا بـخـشـی لطـف تـو بـه هر دردیمن درد تو می خواهم دور از همه درمانها
عــفـو تــو هـمـی بــایـد چــه فـایـده از گـریـهفـضـل تـو همی بـاید، چـه سـود ز افغـانها
مـا غـرفـه عـصـیـانـیم بـخـشـنـده تـویی یارباز عـفـو نـهی تـاجـی، بـر تـارک عـصـیانـها
بــســیـار گــنـه کــردیـم آن بــود قــضــای تــوشاید که بـه ما بـخـشی، از روی کرم آنها
کــی نـام کــهـن گـردد مـجــدود ســنـایـی رانـو نـو چـو مـی آراید، در وصـف تـو دیوانـها



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.