ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسف

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 15:02 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
رفـت قـاضـی بــلـمـعـالـی ای سـنـایـی آه کـوهمچو دل جـانت بـر آن صدر جـهان همراه کو
خـود گـرفـتـم صـد هـزاران آه کـردی لـیـک بــازچـون مـریدان جـان بـر آوردن بـه پـیش آه کـو
از پــی آن تـیـز خـاطـر قـد کـمـان کـردی ز غـمپـس چـو تـیر اندر کـمان در وی دل یکـتـاه کو
آفــتــابــی بــود یـوســف بــلــمـعــالـی مـاه اوگـر فـرو رفـت آفـتـاب ای قـوم بــاری مـاه کـو
بــی جـمـال و زیـب و فـر و رونـق و تــرتـیـب اوآنـهـمـه نـو زیـب و بـاخـیر و فـراخـی گـاه کـو
نطع پـر اسـب و پـیاده پـیل و فرزین و رخـستکــار ایـنـهـا شــاه دارد در مــیـانـه شــاه کــو
خـود گرفتـه هر کسـی جـویند صـدر و منبـرشهـم نـیـابـنـد ار بـیابـنـد آن جـمـال و جـاه کـو
پـایشـان چـون رای او وقـت صـلات سـخـت کودسـتـشـان چـون عمر او وقت قضـا کوتـاه کو
گـمـرهـان پــسـت هـمـت را ز تـیـر «لـا الـاه »رهـنـمـای و داعــی مـیـدان «الــا الـاه » کــو
هر زمان گویی که تخت و افسرش اینجاستیچند گویی تخت و افسر اول این گو: شاه کو
حـمـلـه شـیر آزمودن سـسـت شـد در رنج تـوروبـهـت زنـده سـت بــاری حـیـلـه روبــاه کـو
مـانـد مـحـراب و قـضـا را اسـم مـردی مـرد کـوهسـت راه کـهکـشـان را نام بـرگـی کـاه کـو
هـر سـری خـواهـد بـبـوسـید آسـتـان جـاه تـولیک از بـس جـان پـاکـان پـای کـس را راه کو
یوسـف ما بـود چـاهی لیک گشت از بـهر چـاههیچ یوسـف را ورای چـرخ هـشـتـم جـاه کـو



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.