ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:14 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
ایا سلطان لشکرکش بـشاهی چـون علم سرکشکه هرگز دوسـت بـا دشـمن ندیده کـارزار تـو
ملـک شـمـشـیرزن بـاید، چـو تـو تـن می زنی نایدز تـیغـی بـر میان بـسـتـن مـرادی در کـنار تـو
نه دشمن را بـریده سر چو خوشه تیغ چون داستنه خصمی را چو خرمن کوفت گرز گاوسار تـو
عــیـالـان رعـیـت را بــحــســبــت کـدخــدایـی کـنچـو کدبـانوی دنیا شد بـرغبـت خـواسـتـار تـو
مـروت کـن، یـتـیـمـی را بــچـشـم مـردمـی بــنـگـرکـه مـرواریـد اشــک اوســت در گـوشـوار تــو
خری شد پـیشکار تـو که دروی نیست یک جو دیندل خـلـقـی ازو تــنـگـسـت انـدر روز بــار تــو
چـو آتــش بــرفـروزی تـو بــمـردم سـوخـتـن هـردمازان کان خـس نهد خـاشاک دایم بـر شرارتـو
چـو تـو بــی رای و بـی تـدبـیـر او را پـیـروی کـردیتو در دوزخ شوی پیشین و از پـس پیشکار تو
بباطل چون تو مشغولی ز حق و خلق بی خشیتنـه خـوفـی در درون تـو نـه امـنـی در دیار تـو
نـه تـرسـی نـفـس ظـالـم را ز بــیـم گـوشـمـال تـونه بـیمی اهل بـاطـل را ز عـدل حـق گزار تـو
بـشـادی می کـنی جـولان درین میدان، نمی دانمدر آن زندان غم خواران که باشد غمگسار تو
بـــپـــای کــژروت روزی درآیــی نــاگــهــان در ســروگـر سـم بـر فـلـک سـاید سـمـنـد راهوار تـو



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.