ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٠٠

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:27 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
ای پــســر انـده دنـیـا بــدل شــاد مـگــیـربــنــده او شــو و غــم در دل آزادمــگــیـر
بـرو از شام سـوی مکه بـبـین شهر ثـموددر بــنـا کـردن خـانـه صـفـت عـاد مـگـیـر
ای تـو از بـهـر بـریشـم زده در دنـیا چـنـگگـر نـه ای نـای بــرو از دم او بــاد مـگـیـر
داده خــویـش چــو مـی بــازسـتــانـد ایـامدست بگشای و بده و آنچه بتو داد مگیر
بــرتــر از صــدرالـوفــی بــدرم وقــت کــرممـنـشـین زیـر کـس و خـانـه آحـاد مـگـیر
مال و جـاه از پـی آنست که خیری بـکنیچون بـکعبه نخوهی شد شتر و زاد مگیر
زاد ره سـاز و بــدرویـش بـده فـضـلـه مـالحق مسکین بـرسان وآنکه ز تـو زاد مگیر
هرگز اولاد (تـو) بـعـد از تـو غم تـو نخـورندزر بـشـادی خـور و در دل غـم اولاد مگـیر
مال شیرین و تـویی خـسـرو و فرهاد فقیرسـوی شـیرین ره آمد شـد فـرهاد مگـیر
من چو استاد خرد می دهمت چندین پندمنع بـی وجه مکن نکتـه بـر استـاد مگیر
سـیف فرغـانی در شـعـر اگرت گوید وعـظوعـظ او گـوش کـن و شـعـر ورا بـاد مگیر



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.