ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٠٢

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:27 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
طـبـیـب جـان بـود آن دل کـه او را درد دین بـاشـدبـرو جـان مهربـان گـردد چـو او بـا تـن بـکـین بـاشـد
تـن بـی کـار تـو خـاکـسـت بـی آب روان ای جـاندل بـیمار تـو مرده اسـت چـون بـی درد دین بـاشـد
تـن زنده دلـان چـون جـان وطـن بـرآسـمان سـازدولـیکـن مـرده دل را جـان چـو گـور اندر زمین بـاشـد
مشـو غافل ز مرگ جـان چـو نفسـت زندگی داردمبـاش از رستـمی آمن چـو خصم اندر کمین بـاشد
چـو نفـس گرگ طـبـعـت را نخـواهی آدمی کـردنتـنـت در زیر پـیراهن سـگـی بـی پـوسـتـین بـاشـد
بـشـهـوت گـر نـیـالـایـی چـو مـردان دامـن جـان راسـزد گـر دسـت قـدرت را (یـد تـو) آسـتـیـن بـاشـد
چـو روز رفـتـه گـر یک شـب هوا را از پـس انـدازیدلت در کـار جـان خـود چـو دیده نقـش بـین بـاشـد
عـمـل بـا عـلـم مـی بـاید کـه گـردد آدمی کـامـلشکر بـا شهد می بـاید که خـل اسکنجـبـین بـاشد
اگـر حـق الـیقـین خـواهی بـرو از چـرک هسـتـیهابآبـی غـسـل ده جـان را که از عـین الیقـین بـاشـد
بـرو از نفس خـود بـرخـیز تـا بـا دوسـت بـنشـینیکسی کز بـاطلی برخاست بـا حق همنشین باشد
رفـیـق کـوتــرا از حــق بــخــود مـشـغـول مـیـداردچـو شـیطـان آن رفـیق تـو تـرا بئس الـقـرین بـاشـد
جز آن محبـوب جان پرور چو کس را سر فر و ناریفــرود از پــایـه خــود دان اگـر خــلـد بــریـن بــاشــد
بــخـرقـه مـرد بـی مـعـنـی نـگـردد از جـوانـمـرداننه همچون اسب گردد خرگوش بر پشت زین باشد
اگـر تــو راه حـق رفـتـی بــسـنـتـهـای پــیـغـمـبــراحـادیـث تـو چـون قـرآن هـدی لـلـمـتـقـیـن بــاشـد
ازین سان سیف فرغانی سخن گو تا که اشعارتبـسـان ذکـر معـشـوقـان انیس الـعـاشـقـین بـاشـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.