ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٠٣

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:27 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
گرت از سـیم زبـانسـت و سـخـن زر گوییاز زر و سـیم بـه آنسـت که کـمتـر گویی
شـعـر در دولـت ایـن سـیـم پـرسـتـان گـداکـمـتـر از خـاک بــود گـر ز پـی زر گـویـی
شعر بـا همت عارف که چو چرخست بلندپـسـت بـاشد اگر (از) عرش فروتـر گویی
گر تـرا در چـمن روح گل عـشـق شـکـفـتقـول بـا بـلبـل خـوش نغـمه بـرابـر گـویی
جـهد کن تـا ز سحاب غم جـانان چو صدفقـطـره یی در دهنت افـتـد و گـوهر گویی
در غـزل دلـبــر یـوسـف رخ عـیـسـی دم راسـزد ار همـچـو ملـک روح مـصـور گـویی
دل خود سرد کن از غیر و ز شور عشقشنفـسـی گـرم بـزن تـا سـخـنی تـر گویی
از پــی جــلـوه طـاوس جــمـالـش خــود راطـوق زرین کنی ار سـجـع کـبـوتـر گویی
بـلـبـل نـاطـقـه را شـور چـو در طـبـع افـتـداز پـی گل رخ خـود شعر چـو شکر گویی
مــلــک از چــرخ فــرود آیـد و در رقــص آیـدگر تو زین پـرده چو مطرب غزلی بـرگویی
خـلق را شـعـر تـو از دوسـت مذکـر بـاشـدهمچو واعظ سخن ار بـر سر منبـر گویی
در شـب گـور تــو چـون روز چـراغـی گـرددهر سـخـن کـز پـی آن شـمع منور گویی
چـون کف دوست کند دست سؤالت را پـرهمچو خواهنده نان هرچه برین در گویی
گر چـه هر چـیز که تـکرار کنی خوش نبـودخوش بـود گر سخـن دوست مکرر گویی
سیف فرغانی دم در کش و او را مسـتـایمشـک را مدح بـناشـد کـه معـطـر گویی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.