ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٨: مرا که روی (تو) باید بگلستان چه کنم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:32 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
مرا که روی (تـو) بـاید بـگلسـتـان چـه کـنمز بـاغ و سبـزه چـه آید، بـبـوستـان چـه کنم
گـرم ز صـحــبــت جــانـان بآسـتــیـن رانـنـدنهاده ام سـر خـدمت بـر آسـتـان، چـه کـنم
چو دل نباشد و دلبر بود بدست خوشستکنون که دلبـر و دل رفـت این زمان چـه کنم
هر آنچـه طـاقت من بـود کردم اندر عـشـقولی ز دوست صبـوری نمی تـوان، چـه کنم
دلم بـخواست که جان را فدای دوست کندولیک لایق آن دوست نیست جان، چه کنم
بـخواست جـان ز من و بـاز گفت بـخـشیدممـرا چــو ســود نـدارد تــرا زیـان، چــه کـنـم
چـو گفـتـمش که بـیا نزد من زمانی، گفـتکه من بـحـکـم رقـیبـانم ای فـلان، چـه کنم
گـرم بــدسـت فـتـد آن شـکـرسـتــان روزیزمن مپـرس کـه بـا آن لب و دهان چـه کـنم
شـکـایـتـم ز فـراق وی اخـتـیـاری نـیـسـتولـی خـمـوش نمی مـاندم زبـان، چـه کـنم
ز کـوی او نـروم هـمـچــو سـیـف فـرغـانـیبــبــاغ کـردم بــهـر گـل آشـیـان، چــه کـنـم
بــیـاد جــانـان تــا زنـده ام هـمــیـن گــویـممرا کـه (روی تـو) بـاید بـگلسـتـان چـه کـنم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.