ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٨: طوطی خجل فرو ماند از بلبل زبانت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:34 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
طـوطـی خـجـل فـرو ماند از بـلـبـل زبـانتمجـلس پـر از شـکـر شـد از پـسـتـه دهانت
جـعـد بـنفشـه مویان تـابـی ز چـین زلفتحـسـن همـه نـکـویان رنگـی ز گـلـسـتـانـت
ما را دلیسـت دایم در هم چـو موی زنگیاز خـال هـنـدو آسـا وز چـشـم تـرک سـانـت
همچون نشانه تـا کی بـر دل نهد جراحتمـا را بــتــیـر غــمـزه ابــروی چــون کـمـانـت
سرگشتـه یی که گردن پـیچید در کمندتدسـت اجـل گـشـایـد پـایـش ز ریـسـمـانـت
زآن بــر درت هـمـیـشــه از دیـده آب ریـزمتـا خـون دل بـشـویـم از خـاک آسـتـانـسـت
جانم تویی و بی تو بنده تنیست بی جانوین نـیز اگـر بـخـواهـی کـردم فـدای جـانـت
یا آنکه نیسـت از خـط بـر عارضت نشـانیمنشور ملک حسنست این خط بی نشانت
گـر بـا چـنین مـیانی از مـو کـمـر کـنـنـدتبــار کـمـر نـدانـم تــا چــون کــشــد مـیـانـت
در وصف خـوبـی تـو صاحـب لسـان معنیبــســیـار گــفــت لــیـکــن نـاورد در بــیـانـت
پــا در رکـاب کـردی اسـب مـراد را سـیـفروزی اگـر فــتــادی در دســت مـن عــنـانـت
ای رفتـه از بـر ما ما گفتـه همچـو سعدی« خوش می روی بـتـنها تـنها فدای جانت »



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.