ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧٤: ای گلستان حسن ترا بنده عندلیب

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:34 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
ای گلسـتـان حـسـن تـرا بـنده عندلیبدرد مـراسـت نـرگـس بــیـمـار تـو طـبـیـب
بـازم بـخـوان بـلـطـف و بـنازم ز در مـرانهـرچــنــد گــل نـیـاز نــدارد بــعــنـدلــیـب
در حـال من نظـر کـن و از آه من بـتـرسکز عشق بهره مندم و از وصل بی نصیب
زنهار بـا غـریب و گدا لطـف کـن کـه مندر کـوی تـو گـدایم و در شـهـر تـو غـریـب
در شهر بـا تـوام خـبـر عشق فاش شداز اشکم این تـواتـر و از شعرم این نسیب
عقلم چـنان بـرفت که امروز عاجـزسـتز اصـلـاح مـن مـعـلـم وز ارشـاد من ادیب
حـسـنت رضـا نداد بـسـامـان (کـار) منلیلی روا نداشـت کـه مجـنون بـود لـبـیب
بـا روی چـون نگار تـو خـاک رهست گلبـا زلف مشـکبـار تـو درد سـرسـت طـیب
بـا جـز تـو دوستـی نبـود شغل اهل دلحـاشـا که دسـتـکار مسـیحـا بـود صـلیب
این بنده از وصال تو محروم بهر چیستاو در طـلـب مجـد و تـویی در دعـا مجـیب
تـیـر دعـای مـن بـنـشـانـه نـمـی رسـدالـرمـی قـد تــواتــر والـســهـم لـایـصـیـب
مــن داعــی تــوام بــاجــابــت امــیـدوارداعــیــک لــایــرد و راجــیـک لــایــخــیــب
نـبـود شـکـیـب از گـل روی تـو سـیف راتـا عـنـدلـیـب مـنـبــر گـل را بـود خـطـیـب



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.