ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٢٣: چو هیچ می نکنی التفات با ما تو

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:37 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
چــو هـیـچ مـی نـکـنـی الـتــفـات بــا مـا تــوچـه فـایده اسـت درین التـفـات ما بـا تـو
بــرای چـیـسـت تـکـاپـوی مـن بــهـر طـرفـیچـو در میانه مسـافـت همین منم تـا تـو
ز بـس که خلعت عشق تـو جـان من پـوشیدخـیالم است که در جـامه این منم یا تـو
بـچـشـم مـعـنـی چـنـدانـکـه بـاز مـی نـگـرمز روی نـسـبـت مـا قـطـره ایم و دریـا تـو
پـس این تـویی و مـنی در میانه چـندانسـتکه قطره بـحـر بـبـیند تـو ما شـوی ما تـو
تـرا بـبـردن دلـهـای خـلـق مـعـجـزه یـیـسـتکه دلبـران همه سحرند و دست بیضا تو
اجل بکشتن من قصد داشت، عشقت گفتکـه این وظـیفـه از آن مـنسـت فـرمـا تـو
شـب وصـال دهـان بـر لـبـم نـهـادی و گـفـتمنم بـلب شـکر و طـوطـی شـکر خـا تـو
بـدانـکـه هـسـت تـرا بـا دهـان مـن نـسـبـتکه در جهان بسخن می شوی هویدا تو
فـدا کـنـد پـس ازیـن جـان و دل بــدسـت آردچو دید بـنده که در دل همی کنی جا تو
ز فـرقت تـو چـو مرده اسـت سـیف فـرغـانیتـوی بـوصل خود این مرده را مسیحـا تـو



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.