ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٤٥: خمر عشقت خوردم و کردم بمستی کشف راز

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:39 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
خـمر عشقت خـوردم و کردم بـمسـتـی کشف رازاز شـرابـی اینچـنین کـردن حـرامسـت احـتـراز
مـرحــبــا مـسـتــان خـمـر عـشـق کـز صـدق قـدمتـرک سر کردند و دست از دوست نگرفتند بـاز
چــون چــراغ مـه بــود از آســمـان مـشــکـات مـنبـر زمین گر همچـو شـمعم سـر بـیندازی بـگاز
زآتش شوق تو ما را در دل این سوزش خوشستچـون نیاز از عـاشـق مهجـور و از معـشـوق ناز
از بـرای خـدمـتـت خـود را هـمـی شـویـم بـاشـکخـود کـجـا جـایز بـود بـی این طـهارت آن نـمـاز
همچو (تـو) شاهی کجـا دیدست در میدان حسنبــر رخ نـطــع زمـیـن ایـن آســمـان مـهـره بــاز
هسـت انـدر روی خـوبـت آب حـسـنی کآمـدسـتآتـش از تـاب رخ تـو هـمـچـو شـمـع انـدر گـداز
پـــرده از رو دور کــن تــا مــن بـــمــهــتــاب رخــتدر شـب زلف تـو جـویم این دل گم گشتـه بـاز
پـادشـاه حـسـن شهر آشـوب (من) بـا بـنده گفتای بسی سلطان شده محمود حسنت را ایاز
کـنـدریـن راه ای پــسـر تـا یـکـنـفـس داری بــپـویونـدرین نـرد ای فـلـان تـا مـهره یی داری بـبـاز
از پــی جـولـان بــنـه سـر در خـم چـوگـان عـشـقخـرسـواری تـابـکـی اسـبـی درین میدان بـتـاز
در نـشـیـب نـیـسـتـی بــا دسـت بـرد عـشـق مـاپـای محـکـم دار تـا چـون کـوه گـردی سـرفـراز
ای بــبــوسـه لـعـل تــو در کـام جــانـم کـرده مـیوی بـغمزه چـشم تـو در گوش عقلم گفتـه راز
گـوشـمـالـم داده یـی تــا سـاز گـیـرم، بــعـد ازیـنبـر کـنـارم نه چـو بـربـط هم بـزن هم مـی نواز
ســیـف فـرغــانـی بــر اوج عــشــق مـا پــرواز تــوچـون نهان ماند که زیر پـر جـلاجـل داشـت بـاز



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.