ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٥١: ترا اگر چه فراغت بود ز یاری من

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:39 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
تــرا اگـر چــه فـراغــت بــود ز یـاری مـنبــریـده نـیـســت ز وصــلـت امـیـدواری مـن
از آرزوی تـو در خـاک و خون همی گردمبــیـا و عـزت خــود بــاز بــیـن و خـواری مـن
در اشـتـیاق تـو شـبـها چـنـان بـنـالـیدمکه خسته شد دل شب از فغان و زاری من
غم تو خوردم و خون شد دلم جزاک اللهکـه خـوش قـیام نمودی بـغـمـگـسـاری من
مرا غم تو ببـاطل همی کشد، چه شوداگــر بــرآری دســتــی بــحــق گــزاری مــن
ز صـبـر و عـقل درین وقـت شـکرها دارمکـه در فـراق تـو چـون مـی کـننـد یاری مـن
جـمـاعـتـی کـه مرا منع می کـنند از تـوبــبــیـن قـسـاوت ایـشـان و بــردبــاری مـن
فسـرده طبـع نداند که از سر سوزسـتچـو شـمـع در غـم عـشـق تـو پـایداری مـن
وفـا و مـهر تـو را مـن بـدان جـهان بـبـرمگـمـان مبـر کـه همین بـود دوسـتـداری من
مرا از آمد و شـد نزد تـو چـه حـاصل بـودبـجـز ملـامـت خـصـمـان و شـرمـسـاری من
ز تـند بـاد فـراق تـو سـیف فـرغـانیسـتبــسـان بــرگ خـزان (ای) گـل بــهـاری مـن



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.