ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٥٧: گر جمله شهر صورت و روی نکو بود

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:40 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
گـر جـمـلـه شـهر صـورت و روی نـکـو بـودکو صـورتـی که این همه معنی درو بـود
خرم دل بهشتی و خوش عالمی بهشتگر در بـهشـت حـور بـاین رنگ و بـو بـود
در سـجـده گـاه بـنـدگـی تـو چـو آسـمـانپـیش تـو بـر زمـین نـهد آن را کـه رو بـود
آن کـو بـر آسـتـانـه کـویت مـقـیم نیسـتچـون کـلب دربـدر چـو گـدا کـو بـکـو بـود
خـو کـرده بــا وصـال تـرا ای فـرشـتـه خـواز خـود بـهجـر دور کنی این چـه خو بـود
آن زلف بـسـتـه گـر بـگشـایی و هر دمیبـر دوش افـگـنـی سـرش از پـا فـرو بـود
بــوی شـراب عـشـق تــو آیـد ز جـان مـنگر جسم خاک باشد و خاکش سبو بود
گفتـم بـسی و میل نکردی بـسوی سیفگـل را چـه مـیل بـلـبـل بـسـیـار گـو بـود
بـا عـاشـقان خـویش جـفـاها کند بـسـی«نـاچـار هـرکـه صـاحـب روی نـکـو بـود»



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.