ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٦١: خط نورست بر آن تخته پیشانی تو

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:40 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
خـط نـورسـت بــر آن تــخـتـه پــیـشـانـی تــومه شـعـاعیسـت از آن چـهره نورانی تـو
شبم از روی چو خورشید تو چون روشن شدماه را مطـلع اگـر نیسـت ز پـیشـانی تـو
ای تــوانـگـر کـه چــو درویـش گـدایـی کـردنـدپـادشـاهان همه در نوبـت سـلطانی تـو
جـای جـان در تـن خـود بـیـنـم اگـر یـابــد نـورچـشـم معنی من از صـورت روحـانی تـو
گـر بــبــیـنـم هـمـه اجـزای جـهـانـرا یـک یـکدر دو عـالم نبـود هیچ کـسـی ثـانی تـو
خـوب رویـان چــو بــمـیـدان تــفـاخــر رفـتــنـدگوی برد از همه شان ابروی چوگانی تو
بـا سر زلف تـو گفتـم مشو آشفته که هستجـمـع را تـفـرقـه در دل ز پـریشـانـی تـو
ســر بــام فــلــکــم زیــر قــدم خــواهــد بــودگـر مـرا دسـت دهـد پــایـه دربــانـی تـو
بـس کـه در گـریه بـبـینـی گـهرافـشـانی مـنمن چو در خنده بـبـینم شکرافشانی تـو
قـول مـطـرب نـکـنـد هـیـچ عـمـل چـون نـبـودبـاصـولی که کـند بـنده غـزل خـوانی تـو
سـیـف فـرغـانـی او یـار ســبــکـروحــانـسـتنـازنـین چـنـد کـشـد بـار گـرانـجـانی تـو
خـضـر روح از دم تـو خـورد (هـمـه) جـام بــقـاآب اگر کم شود از چـشـمه حـیوانی تـو
تــا تــو از جــان خـبــری داری و از تــن اثــریالــم روح بــود لــذت جــســمــانــی تــو



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.