ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٧٦: اگر شبی ز وصال تو کام برگیرم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:41 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
اگـر شــبــی ز وصـال تــو کـام بــرگـیـرمغـذای جـان ز لـب تـو مـدام بـرگـیـرم
چـه بـاشـد از پـس چـندین هزار ناکامیاگـر من از لب شـیرینت کـام بـرگـیرم
دلم بـسـوخـت درین غم بـگوی تـا از تـواگر مرا طـمعی هسـت خـام بـرگیرم
تـو صـید من نشـوی ور کـنم ز جـان دانهبـر آن نـهـادم دل را کـه دام بـرگـیـرم
مرا ز لعل لبـت بـوسـه یی تـمنا هسـتوگـر چـنانک نبـخـشـی بـوام بـرگیرم
مقـیم کـوی تـوام، دل نمی کـند رغـبـتکه خاطر از تو و رخت از مقام برگیرم
فغان مرغ سحر دوش خود مرا نگذاشتکه حظ خویشتـن از تـو تـمام بـرگیرم
شـمایل تـو یکـی از یکـی بـدیع تـرسـتبـگوی تـا دل خـویش از کدام بـرگیرم
سخن ز شرم تو پـوشیده تـا بـکی گویمحـجـاب شـبـهه ز روی کـلام بـرگـیرم
مرا چـو لـعـل تـو هر جـزو گـوهری گـرددچـو شـمع اگـر ز نگین تـو نام بـرگیرم
مـرا بــکـام رسـان از لـبــان خـود گـرچـهمن این طمع نکنم کز تـو کام بـرگیرم
مـرا اگـر تـو مـشـرف کـنی بـدشـنـامـیمنش بـجـای هزاران سـلـام بـرگـیرم
کـمـینه بـنده تـو گـفـت سـیف فـرغـانیکه بـار خدمت تـو چـون غلام بـرگیرم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.