ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٧٨: چو شود کز سر جرمم بکرم برخیزی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:41 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
چـو شـود کـز سـر جـرمم بـکـرم بـرخـیزیوز گـنـاهـی کـه از آن در خـطـرم بـرخـیزی
هست خلق تـو کریم از تـو سزا آن بـاشدکـز ســر زلـت عـاشـق بــکـرم بــرخــیـزی
دی مـرا گـفـتـی اگـر بـا تـو نـظـر دیر کـنمکـه بــیـکـبــار چـنـیـن از نـظـرم بــرخـیـزی
آن مـیـنـدیـش کـه بـر دل ز گـنـاهـان تـوامگـر غـبــاری بــود از خــاک درم بــرخـیـزی
نشوی عاشق ثابـت قدم ار همچون مویدر قـفـا تــیـغ زنـنـدت ز ســرم بــرخــیـزی
هرگزت دست بوصلم نرسد گر چون خاکزیــر پــای آرمــت از ره گــذرم بــرخــیــزی
گـویی آن دور بـبـیـنـم کـه تـو یـکـبـار دگـرمسـت و مخـمور از آغوش بـرم بـرخـیزی؟
مـن در افـتـاده بـتـو و تـو بـمن می گـوییکای مگس وقت نشد کز شکرم برخیزی؟
خـشک جـانی که مرا هست بـقوال دهمدر سـمـاع ار بــغـزلـهـای تــرم بــرخــیـزی
کـرمـت دوش مرا گـفـت نمی خـواهم منکــز در او چــو گــدایــان بــدرم بــرخــیـزی
سیف فرغانی بنشین و مبـادا که چو مرغگـر بـسـنـگـت بـزننـد از شـجـرم بـرخـیزی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.