ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٠٧: پیغام روی تو چو ببردند ماه را

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:43 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
پــیــغــام روی تــو چــو بــبــردنــد مــاه رامـه گــفــت مـن رعــیـتــم آن پــادشــاه را
خالت محیط مرکز لطفست و، روشنستکـیـن نـقـطــه نـیـســت دایـره روی مـاه را
بـهر سـپـید (رویی) حـسـنـت نـهـاده انـدبــر روی لــالــه رنــگ تــو خــال ســیـاه را
دسـتــارم از سـرم بــقـدم درفـتـد چـو تـوبـر فـرق راسـت کـژ نهی ای جـان کلاه را
خـورشـید روی روشـن تـو همـچـو آفـتـاببـشکسـت پـشت این مه انجـم سـپـاه را
در گـلشـن جـمال تـو روی تـو آن گلسـتکـز عـکـس خـود چـو لاله کـند هر گـیاه را
در عـهـد خـوبـی تـو جـوانـانـه مـی خـوردآن زاهــدی کــه پـــیــر بـــود خــانــقــاه را
از عـشـقـت آه مـی نـکـنم زآنکـه در دلـمشوق تو آتشی است که می سوزد آه را
فردا که اهل حـشر بـخـوانند حـرف حـرفایــن روزنــامــه بـــمــعـــاصـــی تـــبـــاه را
ما را چـه غـم که از قبـل عـاشـقـان خـودروی تـــو عـــذر گــفــت هــزاران گــنــاه را
گـر چــاکـر تــوام بــغــلـامـی کـنـد قـبــولبــنـده کـنـم هـزار چــو سـلـجــوقـشـاه را
بـا عـاشـق تـو خـلـق در آفـاق گـو مبـاشچـون دانـه حـاصـلـسـت نـخـواهیم کـاه را
سـیـف از پــی رضـای تـو گـویـد ثـنـای تـوپــاداش از تــو بـــد نــبــود نــیــکــخــواه را
بـیـچـاره هـیـچ سـود نـدارد ز شـعـر خـوداز آب خـویـش فـایـده یی نـیـسـت چـاه را
ای دیـده ور نــظــر بــرخ دیـگــران مــکــن«آن روی بـین که حسن بـپـوشید ماه را»



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.