ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٣٩: ای که اندر چشم مستت فتنه دارد خوابگاه

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:45 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
ای که اندر چـشم مسـتـت فتـنه دارد خـوابـگاهدل بـزلـفـت داده ام کـز فـتـنـه بــاشـد در پـنـاه
یـکـنـفـر از خـیـل تــسـت ایـن آفـتــاب تــیـغ زنیـک سـوار از مـوکـب تـو این مـه انـجـم سـپـاه
بـا جـمـالـت یک جـهـان اسـپـید روی حـسـن رااز خجالت هر نفس چون خاک گشته رخ سیاه
آســـمـــان چـــرخ زن پــــیـــش گـــدایـــان درتشــرم دارد گـر بــیـارد نـان خــور بــا قـرص مـاه
زلـف چـون دام تـو گـشـت و دانـه خـال تـو شـدبــاز جــان را پــای بــنـد و مــرغ دل را دامـگــاه
عـکس روی چـون مهت گر بـر زمین افـتـد دمیای بـعـنـبــر داده بـوی از خـاک پـایـت گـرد راه،
خـاک را هـر ذره یـابــی کـوکـبــی بــر اوج چـرخآب را هـر قـطـره بـینـی یوسـفـی در قـعـر چـاه
سرو و مه را بـا تو نسبـت نبـود ای جان گر بـودســرو را در بــر قــبــا و مـاه را بــر ســر کــلــاه
در مـصـلـای عـبــادت زاحــتــسـاب عـشـق تــومحـو گـردد رسـم طـاعـت چـون ز آمرزش گـناه
هم ز عشق تو رخم زردست چون برگ از خزانهم ز تیغ تـو سرم سبـزست چون خاک از گیاه
در بــهـای وصـل دارد ســیـف فـرغـانـی ســریعذر درویشی او از وصل خـود هم خـود بـخـواه



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.