ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٤٩: دل حظ خویشتن ز رخ یار برگرفت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:46 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
دل حــظ خــویـشــتــن ز رخ یـار بــرگـرفــتدیده نصـیب خـویش ز دیدار بـر گرفـت
شـیرین من بـیامد و تـلـخـی هجـر خـویشاز کـام من بـلعـل شـکـر بـار بـرگرفـت
مـلـک سـکـندرسـت نه آب آنکـه جـان مـنز آن چـشـمه حـیات خـضروار بـرگرفت
آن درد را کــه هـیـچ طــبــیـبــی دوا نـکــردعیسی رسید و از تـن بـیمار بـرگرفت
بـنشـین بـگوشـه یی بـفراغت که لطـف اورنج طـلب ز جـان طـلب کـار بـرگـرفـت
بــر در نـشـسـتـه دیـد مـرا پـرده بـر فـگـنـدبـر ره فـتـاده یافـت مرا خـوار بـرگرفـت
وصـلـش بـلـای هـجـر ز عـشـاق دفـع کـردمطرب صـداع زخـمه از او تـار بـرگرفت
هر بـیش و کم که هسـت بـیاور که آن نگاررسـم طـمـع از مـال خـریدار بـرگـرفـت
کاریست عشق صعب و اگر جـان رود در آنهرگز نمی توان دل از این کار برگرفت
عـشـق آمـد و ز دل غـم جــان بــرد حـبــذااین خستـگی که از دلم آزار بـر گرفت
دل خود نماند در دو جهان سیف از آنکه یاررسـم دل از مـیـانـه بـیکـبـار بـرگـرفـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.