ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٥١: ای ستم کرده همیشه با وفاداران خویش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:46 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
ای سـتـم کـرده هـمـیشـه بـا وفـاداران خـویشگـر کـنـی عـیـبـی نـبــاشـد یـاری یـاران خـویـش
چون نمی خسبـند عشاقت که بـینندت بـخوابخویشتـن را جـلوه کن بـر چـشم بـیداران خویش
هـر یکـی مـاهـی شـونـد ار ذره یی پـیدا کـنـیآفـــتـــاب روی خـــود را بـــر هــواداران خـــویــش
طـالـبـان هـر سـوی پـویـانـنـد لـیـکـن بـی خـبـرز آنکه تـو خـود همنشینی بـا طلب کاران خویش
تـو طـبــیـب عـاشـقـانـی عـاشـقـان بــیـمـار تـوبـی شفابـخـشی نخواهی مرگ بـیماران خویش
یــا ســزاوار وصــال تــو نــیــنــد ایـن بــی دلــانیا نمی خـواهد دلـت شـادی غـمخـواران خـویش
در بـهای وصل خود زین مفلسان جز جان مخواهچـون تـو غـارت کـرده ای مـال خـریـداران خـویش
حکم هشیاران کنی کز دست رندان می خورندگر تو ای شیرین بـبـینی شور می خواران خویش
بــی قـراری مـرا حـاجــت بــمـی نـبــود کـه تــوبرده ای ز آن چشم مست آرام هشیاران خویش
ای بــعــشــق آتــش زده درمـن، بآب وصــل تــوهمچو خاک تشنه ام، بر من فشان بـاران خویش
بـر سـر بـازار عـشـقت سـیف فرغانی بـبـسـتاز مـتــاع نـظــم خــود دکـان هـمـکـاران خــویـش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.