ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٥٨: یار دل بر بود و از من روی پنهان کردو رفت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:46 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
یـار دل بــر بــود و از مـن روی پـنـهـان کـردو رفـتای گـل خـندان مرا چـون ابـر گـریان کـرد و رفـت
تـا بــزنـجـیـر کـسـی سـر در نـیـاریـد بـعـد از ایـنحـلقه ای از زلف خـود در گردن جـان کرد و رفت
یوسف خندان که رویش ملک مصر حسن داشتخـانه بـر یعـقـوب گـریان بـیت احـزان کـردو رفـت
مـن بـدان سـان کـه بـدم دیـدنـد مـردم حـال مـنآمد آن سنگین دل و حالم بـدین سان کردو رفت
از فـراغـت بـنده را صـد همچـو خـسـرو ملـک بـوداو بـشـیر ینـیم چـون فـرهاد حـیران کـرد و رفـت
یـک بــیـک حــق مــرا بــرخــود بــهــیــچ آورد بــازدرد عشق خویش را بـر من دوچندان کرد و رفت
بـی تـو گفتـم چـون کنم؟گر عاشـقی گفتـا بـمیرپیش از این دشوار بود، این کار آسان کردو رفت
گـفـتـم ای دل بـی دلـارامـت کـجـا بــاشـد قـرار؟در پـی جـانـان بــرو،بـیـچـاره فـرمـان کـرد ورفـت
دوش بـا بـنده خـیالت گفـت بـنشـین،جـمع بـاشگر چه یار از هجر خود حالت پـریشان کردو رفت
همچـو تـو دلداده را در دام عـشـق آورد و بـسـتهمـچـو تـو آزاده را در بـنـد هـجـران کـرد و رفـت
بــعـد از ایـن یـابـی ز جـانـان راحـت از یـزدان فـرجدل بــیـکـبــار از فـرج نـومـیـد نـتــوان کـردو رفـت
کـز پـی یـعـقـوب مـحـزون از بــر یـوسـف بــشـیـرچـون زمـان آمد ز مصـرآهنگ کـنعـان کـردو رفـت
سـیـف فـرغـانـی بــیـامـد چــنـد روزی در جــهـاندر سـخـن همچـو لب او شکر افشان کردو رفت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.