ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٦٠: ای که با من مهربان صد کینه در دل داشتی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:46 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
روز و شب از صحـبـت ما بـر حذر بـودی ازآنکدوستـدار خـویش را دشمن همی پـنداشتـی
من چو سگ زین آستـان رو وانگردانم بـسنگیار آهو چـشـم اگـر بـا مـن کـند گـرگ آشـتـی
بـر سـپـاه دل شکسـت افتـاد تـا تـو سـرو قدقامتـی در صـف خـوبـان چـون علم افراشـتـی
بـر سـر شـاخ زبـان جـز مـیوه ذکـرت نـرسـتتــا تـو در بــاغ دلـم تــخـم مـحـبــت کـاشـتـی
ز آتــش انـدوه تـو رنـگ از رخ آب از روی رفـتهر کرا بـر صـفـحـه دل نقش خـود بـنگاشـتـی
ای ز اول تـــا بآخــر لــاف مــن از لــطــف تـــوآخــرم مـفـگـن چــو در اول تــوام بــرداشـتــی
سیف فرغانی دگر بـا خویشتـن نامد ز شوقتـا تـو رفتـی و ورا بـی خـویشـتـن بـگذاشتـی
با تو چون بنده عتابی بود سعدی را که گفت(یاد می داری که با ما جنگ در سر داشتی )
ای که بـا من مهربان صد کینه در دل داشتیبـد همـی کـردی و بـد را نیک می انگـاشـتـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.