ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٨٧: چو شدبخنده شکر بار پسته دهنش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:48 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
چـو شدبـخـنده شکر بـار پـسـتـه دهنششــد آب لـطــف روان از لـب چــه ذقـنـش
ازآنش آب دهن چـون جـلاب شـیرینسـتکه هست همچو شکر مغز پسته دهنش
گشاده شست جفا ابروی کمان شکلشکـشـیده تـیر مژه نرگـس سـپـه شـکـنش
کــمـان ابــروی او تــیـر غــمـزه یـی نـزنـدکه دل نگیرد همچـون هدف بـخویشتـنش
بــرآفــتــاب کـجــا ســایـه افــگـنـد هـرگـزمهی که مطلع حسنست جیب پـیرهنش
بــرهـنـه گـر شـود آب روان جــان بــیـنـیچــو در پــیـالـه شــراب از قـرابــه بــدنـش
چـو زیـر بــرگ بـنـفـشـه گـل سـپـیـد بـودبـزیـر مـوی چـو شـعـر سـیه حـریـر تـنـش
بـزیـر هـر شـکـنـش عـنـبـرسـت خـرواریکه بـاربـند عـبـیرسـت زلف چـون رسـنش
مـیـان آتــش شــوقــنـد و آب دیـده هـنـوزبـزیـر خـاک شـهـیـدان سـوخـتـه کـفـنـش
مرا کـه در طـلبـش خـضـروار می گشـتـمچــوآب حــیـوان نــاگــاه بــود یــافــتــنــش
کجـا رسـم زلب او بـبـوسـه یی چـو دمی(رهـا نـمــی کــنـد ایـام درکــنــار مــنـش)



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.