ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٩٩: مبداء عشق ز جاییست که نیز آنجا را

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:49 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
مـبـداء عـشـق ز جـایـیـسـت کـه نـیـز آنـجـا راکسی ندیدست و نداند ازل آن مبـدا را
سـخـن عشق بـسـی گفتـه شد و می گویندکـس ازیـن راه نـدانـسـت امـد اقـصـا را
راسـت چـون صـورت عنقاسـت که نقاشـانشمی نگارند و ندیدسـت کسـی عـنقا را
پـایـه عـشـق بـلـنـدسـت و ز سـربــازان هـیـچکــس نــیــاورد بــزیـر قــدم آن بــالــا را
گـر تـو از خـود بـدر آیی هم از اینجـا کـه تـوییســیـر نـاکـرده بــبــیـنـی افـق اعـلـا را
قــلــم عــشــق کــنـد درج بــنـســخ کــونـیـندر خـط عـلم تـو مجـموعه ما او حـی را
در کــتـــب مــی نــگــری،راه رو و کـــاری کــنکآیـنـه حـسـن نـبـخـشـد رخ نـازیـبــا را
گـر زاغـیـار دلـت سـرد شـود، جـان بــخـشـینفـس گـرم تـو تـعـلیم کـند عـیسـی را
هـر چــه در قـبــضـه الـاســت ز اعـیـان وجــودلـقـمـه یی سـاز از آن بـهـر دهـان لـا را
تــرک دنـیـا کـن اگـر قـربــت جــانـان خــواهـیکه به عیسی نرساند سم خر ترسا را
کشته عشق شو ای زنده که هرگز چون جانمـرگ ممکـن نبـود کـشـتـه آن هیجـا را
دســت ازیـن جــیـب بــرون آر کـه آل فــرعــوننــتــوانــنــد ســیـه کــرد یـد بــیـضــا را
تـا تـو در گـوش دل خـویش کـنـی کـردسـتـنـدپــر ز لؤلـوی مـعـانـی صـدف اســمـا را
ای جـدل پـیشه شـفای خـود ازین قانون سـازکـیـن اشـارات نـبـاشـد پـسـر سـینـا را
ســیـف فـرغـانـی رو وصـف ره عـشــق مـکـنچـون بـپـیمانه کسـی کیل کند دریا را؟



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.