ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣١٧: کی بنگرد برحمت چشم خوش تو ما را

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:50 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
کی بـنگرد بـرحمت چشم خوش تـو ما رانـرگـس هـمـی نـیـارد انـدر نـظـر گـیا را
دل می دهد گواهی کورا تـو بـرد خواهیچـشمت بـتـیر غمزه گو جـرح کن گوا را
ای محتشم بخوبی هستم فقیر عشقتدر شـرع بـر تـوانـگـر حـقـی بـود گـدا را
گـر سـایـه جـمـالـت بـر خـاک تـیـره افـتـدچــون آفـتــاب ذره روشــن کـنـد هـوا را
حـسـنت بـغـایت آمد زآن صـید کـرد دل راعـشـقـت بـقـوت آمـد از مـا بــبـرد مـارا
عـشـق فـراخ گـامـت در دل نـهـاد پــایـیبـر میهمان شـادی غـم تـنگ کرد جـا را
بـسـیـار جـهـد کـردم انـدر مـقـام خـدمـتتـا تـحـفـه ای بـسـازم درگـاه کـبــریـا را
دل از درخـت همـت افـشـانـد مـیوه جـانبـرگی جـزین نبـاشـد درویش بـی نوا را
درآشـنـایی تـو خـویـشـی بـریـدم از خـودبـیـگـانـه وار مـنـگـر زین بـیـش آشـنـا را
قهرت شکسـت پـایم گشتـم مقیم کویتلطفت گرفت دسـتـم بـردم بـسـر وفا را
سیف ار ز حـکم یارت شمشیر بـر سر آیدتـسلیم شو چو مردان گردن بـنه قضا را
زیـن صـابــر ضـروری دیـگـر مـجــوی دوری(مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا)



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.