ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٢٠: ای سیم بر زکات تن وجان خویش را

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:50 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
ای سـیم بـر زکـات تـن وجـان خـویش رابــردار از دلـم غـم هـجــران خـویـش را
تــا درنـیـوفـتــددل مـردم بــمـشـک خـطرو سـر بـگـیـر چـاه زنـخـدان خـویش را
قـومـی بـزور بـازوی مـرگ اسـتـدنـد بـازاز دسـت محـنت تـو گریبـان خـویش را
گـفـتـم بـعـقـل دوش کـه تـرک ادب بـودکـز وصـل او بـجـویـم درمـان خـویـش را
او طیره گشت و گفت ترا با ادب چه کارتـو عـاشـقـی فـرو مگذار آن خـویش را
عـیبـم مکـن اگر زتـو بـوسـی طـلب کنمجــمـعـیـت درون پــریـشـان خـویـش را
صـد بـوسـه آرزو کـنی از خـویشـتـن اگربـینـی در آینـه لـب و دنـدان خـویـش را
عاشق شوی تو بـر خود اگر هیچ بنگریدر خنده پـسته شکر افشان خویش را
گـــر مـــاه در کـــنــار تـــو آیــد روا مــدارقیمت چرا بـری تن چون جان خویش را
در مــوســم بــهــار کــه یــاد آورنــد بــازهر بـلبـلی هوای گـلسـتـان خـویش را
در مــوســم بــهـار کــه یـاد آوردنــد بــازهر بـلبـلی هوای گـلسـتـان خـویش را
در بـوستان نشیندو در حسرت تو سیفبر گل فشاند اشک چو باران خویش را



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.