ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٥٨: زهی بالعل میگونت شکر هیچ

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:53 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
زهی بـالعـل میگـونت شـکـر هیچخـهی بـا روی پـر نورت قـمـر هیچ
عـزیـزش کـن بـدنـدان گـر بـیفـتـدمـلـاقـاتـی لـبـت رابـا شـکـر هـیچ
دلـــم رادر نــظـــر آمـــد دهــانــتعجـب چـون آمد او را در نظـر هیچ
عــرق بـــر عــارض تــو آب بـــرآبحـدیثـم در دهـانـت هـیچ در هـیچ
ز وصـف آن دهان من در شـگفتـمکه مردم چون سخن گویند برهیچ
من ازعشق تـو افتـاده بـدین حالنمی پـرسی زحـال من خـبـر هیچ
چنان بیگانه کشتستی که گویینـدیـدسـتـی مـرا بـر ره گـذرهـیـچ
نشستم سالها بـر خوان عشقتبـجـز حـسـرت ندیدم ماحـضر هیچ
دلـی از سـیـف فـرغـانـی بـبـردیچـه آوردی تـو مـارااز سـفـر هـیـچ



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.