ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٦١: بکوش تا بنشینیم یک نفس با هم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:53 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
بـکـوش تـا بـنـشـینیم یک نـفـس بـا همتـو ورهـی تـو،شـیـرینـی و مـگـس بـاهـم
تـوآفتـابـی وما بـا تو چون شب وصبـحیمکه نیست صحبت ما غیر یک نفس با هم
بــرآرد آتــش غـیـرت زبــانـه چـون بــیـنـمتـو ورقـیب تـرا هـمـچـو آب وخـس بـا هـم
تــو مـرغ زیـرکـی وایـن قـدر نـمـی دانـیکـه کـبـک وزاغ نـزیبـد بـیک قـفـس بـا هم
نه من اسـیر هوای تـوم که خـلق جـهانشـریک هـمـدگـرنـد انـدرین هـوس بـاهـم
اگرتـو عـاشـقـی ای دل بـگو بـتـرک مرادمـراد وعـشـق بـیک جـانـدید کـس بـاهـم
بــوصـل مـا بــهـم ار شـوق را فـتـور بــودبـهجـر راضـیم این رشـتـه گـومـرس بـاهم
بآرزوی مــجـــرد بـــســاز در ره عــشــقکـه هر دو نیسـت مهیاودسـت رس بـاهم
وجود خویش و وصال تـو می خوهم لکنمـیسـرم نـشـود این دو مـلـتـمـس بـاهـم
چگونه جمع شود عشق یار وهستی ماکـجـا بــخـانـه بـرد دزد را عـسـس بــاهـم
جـدا شواز خـود درعشق سـیف فرغانیکه جـمع می نشـودطـیب و نجـس بـاهم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.