ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٠٢: گرمرا زلفت اوفتد در دست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:55 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
گـرمـرا زلـفـت اوفـتــد در دسـتنـکـنـم کـوتــه ازتــو دیـگـر دســت
گرچه من هم نمی رسم شادمکـه بـزلفـت نمی رسـد هر دسـت
خـاک پـای تـو گوهریسـت عـزیزکـی رسـد بـنده را بـگـوهر دسـت
تـا زلـعـلـت شـکـر بـدسـت آریـمچون مگس می زنیم برسر دست
هـرکـرا بــر لـب تــو دسـت بــودکـی بــیـالـایـد او بــشـکـر دســت
اهـل دل را نـداد در هـمـه عـمـردلـســتــانـی زتــو نـکـوتــر دسـت
بـرسرت جـان فشان کنم کامروزنیسـت چـیزی دگـر مرا بـر دسـت
عـذر خـود گفـت سـیف فرغـانیکـه فـقـیرم، نـمـی دهد زر دسـت
در دلم هست مهر تـو چـه شوداگـرت شــعـر مـن بــود در دســت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.