ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤١٠: غم عشق تو مقبلان را بود

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:55 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
غـم عـشـق تــو مـقـبــلـان را بــودچـنـین درد صـاحـب دلـان را بـود
تـن از خـوردن غـم گـدازش گرفـتچنین لقمه یی قوت جان را بـود
غـم جــان فـزایـت غـذای دلـسـتتــن اشــکـمـی آب ونـان را بــود
چـو خـورشـید سـوی زمـین ننگـرداگـر چـون تـو مه آسـمـان را بـود
بــدنـیـا نــظــر اهـل دنـیـا کــنــنــدبــبــازی هـوس کـودکــان رابــود
مده نان طلب را بـدین سفره جایبـرانش که سگ استخوان رابـود
غم عـشـق تـو گنج پـر گوهرسـتنه سیمست وزر کین وآن را بود
غم جـست وجو کار جـان ودلستولـی گـفـت وگـو مـرزبـان را بـود
اگـر دشـمـنـی دور ازو شـاد بـاشکـه غـمـهای او دوسـتـان را بـود
مبـاحـسـت مر زاهدان را بـهشـتولی دوسـت مر عاشـقان رابـود
که بی لشکری تخت گیتی ستانسـلـاطـیـن صـاحـب قـران رابـود
گــرت عــار نــایـد مــران ســیـف راازین در کـه سـگ آسـتـان رابـود



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.