ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٢٣: زپسته چون تو بخندی شکر فرو ریزد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:56 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
چـو پــرده از رخ چـون آفـتــاب بــرداریزشـرم روی تــو نـور از قـمـر فـرو ریـزد
زشرم چهره معنی نمای تو بـیم استکـه رنگ حـسـن زروی صـور فـرو ریزد
چو شعر بـنده بـخوانی ودر حدیث آییشـکـر چـو آب از آن لـعـل تـر فـرو ریزد
زکـان لـطـف تـو انـدر بـهای خـاک درتگـهـر بـرد بـعـوض هـرکـه زر فـرو ریـزد
تویی چو میوه درین باغ ونیکوان زهرندچـو شـاخ مـیـوه بـرآرد زهـر فـرو ریـزد
در این هوا که مرا مرغ دل بـپـروازستچـه جـای زاغ که سیمرغ پـر فرو ریزد
زدیده بـر سـر کوی تـو سـیف فرغـانیچه جای اشک که خون جگر فرو ریزد
زپـسته چون تـو بـخندی شکر فرو ریزدسـخـن بـگو کـه زلعـلت گهر فـرو ریزد
زلطف لفظ (تـو)آبـسـت و لعل تـو شکرشـکر زپـسـتـه وآب از شـکر فـرو ریزد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.