ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٣٤: دلی کز وصل جانان بازماند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 20:57 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
دلـی کـز وصـل جـانـان بــازمـانـدتـنی بـاشد که از جـان بـاز ماند
نـگـاریـنـا مـنـم بـی روی خـوبـتشـبـی کـز مـاه تـابـان بـاز مـاند
چه باشد حال آن بیچاره عاشقکـه از وصـلت بـهجـران بـاز ماند
چـه گردد ذره سـرگشتـه راحـالکه از خورشید رخشان بـاز ماند
اگـر خـورشـید رخـسـار تـو بـینـددرآن رخـسـاره حـیران بـازمـانـد
وگـر بــار فــراقــت بــروی افــتــدز دور این چـرخ گـردان بـاز مـانـد
غم تـو قوت جـان عـاشـقانسـتروا نـبــود کـز ایـشـان بــازمـانـد
نه دسـت خـلق راشـاید عصاییکـه از موسـی عـمران بـاز مـاند
کسی را دست آن خاتم نبـاشدکـز انگـشـت سـلـیمـان بـازماند
بـاسـکندر کـجـا خـواهد رسـیدنگـر از خـضـرآب حـیوان بـازمـانـد
بــزیــر ران هــر مــردی نــیــایــدچو رخش از پور دستان باز ماند
نگارا سـیف فرغـانیسـت بـی تـوچـو بـلبـل کـز گلسـتـان بـازماند
زر اشـعـار او در روم گـنجـیسـتکـه زیـر خـاک پـنـهـان بــازمـانـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.