ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٣٨: روز نوروزست وبوی گل همی آرد نسیم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:57 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
روز نـوروزســت وبــوی گـل هـمـی آرد نـســیـمعـندلیب آمد که بـا گل صـحـبـتـی دارد قـدیم
شـد زروی گـل مـنـور چــون رخ جــانـان جــهـانشـد زبـوی او معـطـر چـون دم مجـمر نسـیم
روی گـل درگـلـسـتـان چـون رنگ بـررخـسـار یاربوی خوش مضمر درو چون جود در طبـع کریم
تـا زروی لـالـه پـشـت خـاک گـردد همـچـو لـعـلآفـتـاب زرگـر انـدر کـوهـهـا بــگـداخـت سـیـم
وقـت آن آمـد کـه کـوبــد کـوس بــرکـوهـان کـوهرعـد اشـتـردل کـه می زد طـبـل در زیر گـلیم
بــلـبــل انـدر بــوسـتـان دسـتـان زدن آغـاز کـردبـاد صـبـح ازگـلـسـتـان آورد بـو، قـم یـانـدیـم
گرهمی خواهی چو من دیدار یارو وصل دوستجهدکن تـا بـر صراط عشق بـاشی مستـقیم
عـافـیت را هـمـچـو مـن رنـجـوردرد عـشـق کـرددلبـری کز چـشم بـیمارش شفا یابـد سـقیم
هم بـبـوی اوچـو بـسـتـانـسـت زنـدان در سـقـرهم بـیاد او گـلـسـتـانـسـت آتـش در جـحـیم
در گـریـبــان بــا چــنـان رویـی چـو مـاه وآفـتــابگـردنش گویی ید بـیضـاسـت در جـیب کـلیم
در بـهشـتـی کـنـدرو عـاصـی ز دوزخ ایمـنسـتبـی جمال دوست رحمت را عذابـی دان الیم
در خـرابــات جــهـان مـسـتــان خـمـر عـشـق راآب حـیوان بـی وصـال او شـراب مـن حـمـیـم
هردلـی کـز نفـخ صـور عـشـق او جـانی نیافـتانـدرو انـفـاس روح الـلـه شـود ریـح الـعـقـیـم
نسـبـت عاشـق بـمعشـوقسـت اندر قرب وبـعدگرچـه اندر کعبـه نبـود هم ازو بـاشـد حـطـیم
سـیف فـرغـانی اگر جـانان وجـان خـواهی بـهمدل دو می باید که یک دل کرد نتوانی دو نیم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.