ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٥٢: گر او مراست هرچه بخواهم مرا بود

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 12:58 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
گـر او مـراسـت هرچـه بـخـواهم مرا بـودملکی بـدین صفت چـو منی راکجـا بـود
بـا فقر وفاقه هیچ حـسد نیست بـر تـوامگــو هــردو کــون از آن تــو واو مــرا بــود
در ملک آن فقیر که بـاشـد غنی بـعشقمسـکین شمر تـوانگر وسلطان گدا بـود
بــاآب دیـده زآتــش شـوقـش بــگـور شـوتــا خــاک تــیـره را ز روانـت صــفــا بــود
مـشـهـور زهـد را نـه ز بـیـنـایی دلـسـتگـر طـاعـتـی کـنـد نـظـرش بـر جـزا بـود
آن سـرفـراز دامـن جــانـان کـنـد بــچـنـگکش آسـتـین منع چـو دسـت عطـا بـود
رنج تـو هستی تـو شد ار عافیت خوهیبــا هـسـتـی تـو عـافـیـت انـدر بـلـا بـود
بـر دشـمنان بـلشـکـر همت بـزن کـه ماردندان کند سلاح چو بـی دست وپـا بـود
آنگه سـزای قـربـت جـانان شـوی کـه تـوبـی تـو شوی وجـای تـو بـیرون زجا بـود
پـیش از مـمـات هرکـه فـنا کـرد نفـس رابـعـد از حـیـات مـشـربــش آب بـقـا بـود
عشاق روی دوست نباشند همچوسیفنی دانه همچو کاه ونه گل چون گیا بود



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.