ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٩٠: اگر بر درگه جانان چو سگ بسیار می گردم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 13:00 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
اگر بـر درگه جـانان چـو سگ بـسیار می گردممن از اصـحـاب آن کـهفـم بـگرد غـار می گردم
بـسان نقطه یی بودم بـصورت مانده دور از خطچو پیوستم بـحرف عشق معنی وار می گردم
درین صحرا بـدم جویی کنون دریا همی بـاشمدرین میزان جـوی بـودم کـنون دینار می گـردم
چـو سـایل بـر سـرآن کو نه بـهر نان همی آیمچـوموسـی بـرسـر طـور ازپـی دیدار می گردم
چـو بــلـبــل تـا نـمـایـد رو گـلـی انـدر بـهـارانـمزمـسـتـان بــرامـیـد آن بــگـرد خـار مـی گـردم
چودارم در رهش پیدا سری بربسته چون نامهکنم پـادرشـکم پـنهان وچـون طومار می گردم
اگرتـو طـالبـی کاری همی کن زآنکه من بـاریزبـی سـرمایگی مفـلس درین بـازار می گـردم
وگرتـو قاصری زین سـان زتـرک سر زبـذل جـانتو برخیز ومرا بنشان که من بی کار می گردم
بـجـان دورم شادیها ولی چـون سـیف فرغانیبـدل از نعـمـت غـمـهاش بـرخـوردار می گـردم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.