ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥١٦: گر خوش کنم دهان زلب دلستان خویش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 21:02 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
گر خـوش کـنم دهان زلب دلسـتـان خـویشهـرگـز ز تـن بـرون نـنـهـم پـای جـان خـویـش
سـلـطـان فـقـیـر مـن شـود ار تـربـیـت کـنـدمـن بـنـده را بــلـقـمـه نـانـی زخـوان خـویـش
دل صید دوست گشت چـو بـر مرغ روح (زد)یک تـیر غمزه ز ابـروی همچـون کمان خویش
بر جان چو سایه یی نرسد از همای عشقرو پـیش سگ فگن تن چون استخوان خویش
از کـــوی او بـــدر نــروم گـــرچـــه بـــنــده راچـون سگ بـسنگ دور کند زآسـتـان خـویش
هـر زرد روی عـشـق کـه در دسـتـم اوفـتــددر پـاش مـالـم این رخ چـون زعـفـران خـویش
بـر خـاک پـای دوسـت کـسـی کـو نهاد لـباو مــــرده زنـــده کــــرد بآب روان خــــویـــش
کس بـر بـسـاط عـشـق مر آن شـاه را نبـرداو بـا کـسـی بـماند که در بـاخـت آن خـویش
از بــهـر دوســت دایـره یـی کـن زجــان ودلپس دوست را چو نقطه ببین در میان خویش
هـرکـو خـورد زمـشـرب عـشـقـش مـدام آببـحـری شـود مـحـیـط ونـبـینـد کـران خـویـش
دلها بسوخت عشق وبـجز دل نداشت جایجـز عشق کس خـراب نخـواهد مکان خـویش
در پـیش جـیش هـمـت عـاشـق نـایـسـتـادسـلـطـان مـاه بــا ســپــه اخــتــران خــویـش
قـطـب فـلـک بـمذهب عـشـاق مرده اسـتای نـعـش بـر جـنـازه فـگـن دخـتـران خـویـش
گـر زین غـزل سـمـاع کـند زهره، مـشـتـریدر پـای چـنـگ او فـگـنـد طـیـلـسـان خـویـش
تـا سـیـف ذکـر دوسـت بـگـویـد بــکـام خـودبــنــهــاد دوســت در دهـن او زبــان خــویـش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.