ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٣٠: هرکه یک بار در آن طلعت میمون نگرد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/01 21:03 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سیف فرغانی, شعر کهن
هرکـه یک بـار در آن طـلـعـت مـیمـون نگـردگر نظر بـاشدش اندر دگری چـون نگرد
هرکـه را یار شـود او چـو اسـد را خـورشـیدکـم ز گـاوسـت اگـر در مه گـردون نگرد
بــا چــنـیـن مـلـک ســگ کــوی گــدای اوراعار بـاشد که سـوی نعمت قارون نگرد
نیسـت شـایسـتـه کـه در یوزه کـند بـر دراوآن گدا طـبـع کـه در ملک فـریدون نگرد
در کم خـویش میفزای که آن از همه بـیشدر فـزونی کـم و اندر کمی افـزون نگرد
من چـو مجـنون سـوی لیلی بـنیازش نگـرماو بصد ناز چو لیلی سوی مجنون نگرد
خـلـق در وی نگـراننـد کـه چـونسـت ولـیکبــنـده در آیـنـه قــدرت بــیـچــون نـگـرد
تــا تــو ظـاهـر نـشــدی از در بــاطــن ذل راعشق دستور نمی داد که بـیرون نگرد
سیف فرغانی چون در ره عشق از دل پاکتـرک جان کردی جانان بـتـو اکنون نگرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.