ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧: دگر از درد تنهایی، به جانم یار می باید

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 12:26 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, شیخ بهایی
دگـر از درد تـنـهـایـی، بـه جـانـم یـار مـی بــایـددگر تلخ است کامم، شربـت دیدار می بـاید
ز جـام عشق او مسـتـم، دگر پـندم مده ناصح!نصیحـت گوش کردن را دل هشیار می بـاید
مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزیکه می گفتـم: علاج این دل بـیمار می بـاید
بـهـائی بــارهـا ورزیـد عـشـق، امـا جـنـونـش رانمی بایست زنجیری، ولی این بار می باید



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.