ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢١: شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 12:26 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, شیخ بهایی
شـبـی ز تـیرگـی دل سـیـاه گـشـت چـنـانکه صبـح وصل نماید در آن، شب هجـران
شـبـی، چـنانکه اگر سـر بـر آورد خـورشـیدسـیـاه روی نـمـایـد چـو خـال مـاهـرخـان
ز آه تــیـره دلــان، آنــچــنــان شــده تــاریـککه خواب هم نبرد ره به چشم چار ارکان
زمـانـه هـمـچــو دل مـن، ســیـاه روز شــدهگهی که سـر کنم از غـم، حـکایت دوران
ز جــوریـار اگــر شــکــوه ســرکــنــم، زیـبــدکه دوش بـا فلک مست، بسته ام پیمان
مــنـم چــه خــار گــرفــتــار وادی مــحــنــتمنم چـه کشتـی غم، غرقه در تـه عمان
مـنـم کـه تـیغ سـتـم دیـده ام بـه نـاکـامـیمنم که تـیر بـلا خـورده ام، ز دست زمان
منم کـه خـاطـر من، خـوش دلی ندیده زدورمنم که طـبـع من از خـرمی بـود تـرسـان
منم که صبح من از شام هجر تیره تر استاگر چـه پـرتـو شمع اسـت بـر دلم تـابـان



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.