ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



سؤال از معنی وصال

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 17:20 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شبستری, شعر کهن
چـــرا مــخــلــوق را گــویــنــد واصــلسـلوک و سـیر او چـون گشت حـاصل
|جواب
وصـال حـق ز خـلقیت جـدایی اسـتز خـود بـیگانه گشـتـن آشـنایی اسـت
چـو مـمـکـن گـرد امـکـان بـرفـشـانـدبــه جــز واجــب دگــر چــیـزی نـمــانـد
وجـود هر دو عالم چـون خـیال اسـتکـه در وقــت بــقــا عــیـن زوال اســت
نه مخـلوق است آن کو گشت واصلنـگــویـد ایـن ســخــن را مــرد کــامــل
عــدم کــی راه یـابــد انـدر ایـن بــابچــه نـســبــت خــاک را بــا رب اربــاب
عـدم چـبــود کـه بــا حـق واصـل آیـدوز او ســیـر و ســلـوکـی حــاصـل آیـد
تـو معـدوم و عـدم پـیوسـتـه سـاکـنبـه واجـب کـی رسـد مـعـدوم مـمـکـن
اگـر جــانـت شـود زیـن مـعـنـی آگـاهبــگــویـی در زمـان اســتــغــفــرالــلــه
نـدارد هـیـچ جـوهـر بـی عـرض عـینعـرض چـبــود کـه لـا یـبــقـی زمـانـیـن
حـکیمی کـاندر این فـن کرد تـصـنیفبـه طـول و عرض و عمقش کرد تـعریف
هیولی چـیسـت جـز معـدوم مطـلـقکـه مـی گـردد بــدو صــورت مـحــقــق
چو صورت بی هیولی در قدم نیستهـیولـی نـیز بـی او جـز عـدم نـیسـت
شـده اجـسـام عـالـم زین دو معـدومکه جـز معدوم از ایشان نیسـت معلوم
بــبـیـن مـاهـیـت را بـی کـم و بـیـشنه معدوم و نه موجود است در خویش
نظـر کـن در حـقـیقـت سـوی امـکـانکـه او بـی هسـتـی آمد عـین نقـصـان
وجـود اندر کمال خویش ساری استتــعــیـن هــا امــور اعــتــبــاری اســت
امــور اعــتــبــاری نـیـســت مـوجــودعـدد بـسـیار و یک چـیز اسـت مـعـدود
جهان را نیست هستـی جـز مجـازیســراســر کـار او لـهـو اســت و بــازی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.