ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



قاعده در بیان اقسام فضیلت

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 17:21 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شبستری, شعر کهن
اصــول خــلـق نـیـک آمـد عــدالــتپـس از وی حکمت وعفت شجـاعت
حکیمی راست گفتار است و کردارکـسـی کـو متـصـف گردد بـدین چـار
بـه حکمت بـاشدش جـان و دل آگهنـه گــربــز بــاشــد و نـه نـیـز ابــلــه
بـه عفت شهوت خود کرده مستـورشره همچون خمود از وی شده دور
شــجــاع و صـافـی از ذل و تــکـبــرمــبـــرا ذاتـــش از جــبـــن و تــهــور
عـدالـت چــون شـعـار ذات او شــدندارد ظـلـم از آن خـلـقـش نکـو شـد
همـه اخـلـاق نیکـو در مـیانه اسـتکه از افراط و تـفریطـش کرانه اسـت
میانه چـون صـراط مسـتـقیم اسـتز هر دو جـانبـش قعر جـحـیم اسـت
بـه بـاریکی و تیزی موی و شمشیرنـه روی گـشـتـن و بـودن بــر او دیـر
عـدالـت چــون یـکـی دارد ز اضــدادهمی هفـت آمد این اضـداد ز اعـداد
بـه زیر هر عدد سـری نهفت اسـتاز آن درهـای دوزخ نـیز هفـت اسـت
چــنـان کـز ظـلـم شـد دوزخ مـهـیـابـهـشـت آمـد همـیشـه عـدل را جـا
جــزای عــدل، نـور و رحــمــت آمـدسـزای ظـلـم، لـعـن و ظـلـمـت آمـد
ظـهـور نـیـکـویی در اعـتـدال اسـتعدالت جـسم را اقصی کمال اسـت
مـرکـب چـون شـود مـاننـد یک چـیزز اجــزا دور گــردد فــعــل و تــمـیـیـز
بــســیـط الــذات را مــانـنــد گــرددمـــیــان ایــن و آن پـــیــونـــد گـــردد
نه پـیوندی که از تـرکیب اجـزاسـتکه روح از وصف جـسمیت مبـراست
چـو آب و گل شـود یکـبـاره صـافـیرســـد از حـــق بـــدو روح اضــافــی
چـو یـابــد تــسـویـت اجـزای ارکـاندر او گـــیــرد فـــروغ عـــالــم جـــان
شعاع جـان سـوی تـن وقت تـعدیلچـو خورشید و زمین آمد بـه تـمثـیل



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.