ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧: میزند غمزه مرد افکن او تیر مرا

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 18:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, عبید زاکانی
مـیزنـد غـمـزه مـرد افـکـن او تـیـر مـرادوستان چیست در این واقعه تدبیر مرا
من دیوانه نه آنم که نصـیحـت شـنومپــنـد پــیـرانـه مــده گــو پــدر پــیـر مـرا
منم و ناله شبگیر بدین سان که منمکـی بـه فـریاد رسـد نالـه شـبـگـیر مـرا
صنما عشق تـو بـا جـان بـدر آید ناچارچون فرو رفت غم عشق تو بـا شیر مرا
گر نه زنجـیر سـر زلف تـو بـاشد یکدمنتـوان داشت در این شهر بـه زنجیر مرا
حلقه زلف تـو در خواب نمودند بـه منجز پـریشانی از آن خواب چه تـعبـیر مرا



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.