ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٢: مردیم و یار هیچ عنایت نمیکند

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 18:12 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, عبید زاکانی
مــردیـم و یـار هـیـچ عــنـایـت نـمــیـکــنـدواحـسـرتـا کـه بـخـت عـنـایت نـمـیکـنـد
در پـیـش چـشـم او لـب او مـیکـشـد مـراوان شوخ چشم بین که حمایت نمیکند
چـندانکه عـجـز حـال بـر او عـرضـه میکـنمدر وی بـه هـیچ نـوع سـرایـت نـمـیکـنـد
پیش کسی ز شکر و شکایت چه دم زنمکاندیشـه ای ز شـکر و شـکایت نمیکند
در حــق بــنـدگــان نـظــر لـطــف گـاه گـاههـم مـیکـنـد ولـیک بـه غـایت نـمـیکـنـد
تـا گفتـه ام دهان تـو هیچست از آن زمانبـا مـا ز خـشـم هیچ حـکـایت نـمـیکـنـد
بـلبـل صـفت عـبـید بـه هرجـا که میرسـدغـیر از حـدیث عـشـق روایـت نـمـیکـنـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.