ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٦: جوق قلندرانیم در ما ریا نباشد

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 18:13 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, عبید زاکانی
جــوق قــلــنـدرانـیـم در مـا ریـا نـبــاشــدتـزویر و زرق و سـالوس آیین ما نبـاشـد
در هیچ ملـک بـا ما کـس دوسـتـی نورزددر هیچ شـهر ما را کـس آشـنا نبـاشـد
گــر نــام مــا نـدانـنـد بــگــذار تــا نـدانـنـدور هیچـمـان نبـاشـد بـگـذار تـا نبـاشـد
شــوریـدگــان مــا را در بــنـد زر نـبــیـنـیدیـوانـگـان مـا را بــاغ و ســرا نـبــاشــد
در لـنگـری کـه مـائیم انـدوه کـس نـبـینـددر تکیه ای که مائیم غیر از صفا نباشد
از محتسب نترسیم وز شحنه غم نداریمتـسـلیم گشتـگان را بـیم از بـلا نبـاشد
بـا خار خوش بـرآئیم گر گل به دست نایدبـر خـاک ره نشـینیم گـر بـوریا نـبـاشـد
هـرکـس بـهـر گـروهـی دارد امـید چـیزیمـا را امـیدگـاهی، غـیر از خـدا نبـاشـد
هـمـچـون عـبـیـد مـا را در یـوزه عـار نـایـددر مـذهـب قـلـنـدر عـارف گـدا نـبـاشـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.