ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٨٤: هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 18:14 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, عبید زاکانی
هرگـه کـه شـبـی خـود را در مـیکـده اندازیمصد فتنه بـرانگیزیم صد کیسه بـپـردازیم
آن سـر کـه بـود در می وان راز کـه گـویدنیمـا مونس آن سـریم مـا محـرم آن رازیم
هر نغمه که پـیش آرند ما بـا همه در شوریمهر ساز که بنوازند ما با همه در سازیم
زین پیش کسی بودیم و امروز در این کشورما جـمری بـغدادیم ما بـکروی شـیرازیم
گر حـکـم کـند سـلطـان کـین بـاده بـراندازنداو بــاده بــرانـدازد مـا بــنـک بــرانـدازیـم
آنـروز کـه در مـحـشـر مـردم همـه گـرد آینـدما بـا تـو در آن غـوغـا دزدیده نظـر بـازیم
بـر یاد تـو هر سـاعـت مـانـنـد عـبـید اکـنـونبـزمی دگر افروزیم عـیشـی دگر آغازیم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.