ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



گفتگوی مردی درویش با ابراهیم ادهم درباره فقر

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 20:08 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان عطار نیشابوری
آن یکی دانم ز بی خویشی خویشناله می کردی ز درویشـی خـویش
گـفـتـش ابــرهـیـم ادهـم ای پـسـرفـقـر تــو ارزان خــریـدسـتــی مـگـر
مرد گفتـش کاین سخن ناید بـه کارکس خـرد درویشـی آنگه شـرم دار
گفـت من بـاری بـه جـان بـگـزیده امپـس بـه ملـک عـالمش بـخـریده ام
می خـرم یک دم بـه صد عالم هنوززانـک بــه مـی ارزدم هـر دم هـنـوز
چـون بـه ارزم یافـتـم مـن این مـتـاعپــادشـاهـی را بــه کـل کـردم وداع
لـاجـرم مـن قـدر مـی دانـم، تــو نـهشکر آن برخویش می خوانم، تو نه
اهـل هـمـت جـان و دل دربــاخـتـنـدسـالـها بـا سـوخـتـن در سـاخـتـنـد
مرغ همتـشان بـه حضرت شد قرینهـم ز دنـیا در گـذشـت و هم ز دین
گـر تـو مـرد این چـنین همـت نه ایدور شـو کـاهل، ولـی نعـمت نه ای



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.